خانه > مقاله > گذار از اندیشه سیاسی به نظریه ‌سیاسی

گذار از اندیشه سیاسی به نظریه ‌سیاسی

شناخت اندیشه سیاسی مهندس سحابی بدون فهم چارچوب نظری او ممکن نیست.
همه کسانی‌که از نزدیک با مهندس سحابی فعالیت مطبوعاتی داشته­اند و از نزدیک نوشته‌های او را دیده‌اند می‌دانند که دستخط او واجد ویژگی­ خاصی بود،  به این معنا که مهندس در نوشتار کمتر از نقطه استفاده می‌کرد، به این ترتیب کسانی‌که برای نوبت اول متن دست‌نوشته ایشان را می‌خواندند، سخت دچار مشکل می‌شدند، زیرا در صورتی‌که به‌طور معمول درگیر شناخت حروف یا خواندن کلمات می­شدند  قادر نبودند مفهوم جامعی را از متن دریافت کنند. آرا، دیدگاه‌ها و نظرات مهندس سحابی نیز از چنین ويژگي‌‌­ای برخوردار است. علاقه­مندان در صورتی‌که با چارچوب نظری و بنیادین او آشنا نباشند گاه در انبوه نظرات و دیدگاه­هایی که او درباره مسائل مختلف گفته، تناقض­هایی می­یابند که با تصویر روشن، شفاف و روانی که او از خود بر جای گذارده همخوانی ندارد. درواقع این‌که یک فعال سیاسی در طول حیات اجتماعی خود مواضع و دیدگاه‌های متفاوتی اتخاذ کند، امر غریبی نیست. ماهیت امر سیاسی اقتضا می­کند که سیاست­مدار متناسب با شرایط مشخص،  مواضع معینی را اتخاذ کند، از اين‌رو با تغییر شرایط، مواضع نیز دگرگون خواهند شد، بر این اساس، آنچه فعالان  سیاسی را از جهت روش و منش تفکیک می­کند، استواری يا تزلزل آنان در بنیان­های نظری و فکری است. در میان فعالان سیاسی پيش و پس از انقلاب، گروه کوچکی مبدع و حامل نظریه يا ایده­ سیاسی مشخصی بوده­اند و گروه بسیار بزرگتری مروج، حامل يا مدافع این نظرات، براي نمونه مصدق با نظریه­ «ملی‌شدن صنعت نفت» جاودان ماند و جمع کثیری از یاران و همراهان او اگرچه محبوب و خوشنام، اما در سایه شخصیت و نظریه مصدق قرار گرفتند.
مهندس سحابی نیز با مطرح کردن چارچوب نظری مشخص توانست جایگاه ویژه­ای در میان فعالان سیاسی هم‌عصر خود پیدا کند تا آنجا که شناخت اندیشه سیاسی مهندس سحابی بدون فهم این چارچوب که او از آن با عنوان مباحث بنیادی ـ ملی نام برده، ممکن نیست.
نظریه یا دیدگاه سیاسی چارچوب مفهومی است که به‌واسطه­ آن نظریه­پرداز مدعی است جامعه را در مسیر بهبود زندگی قرار می­دهد. در هر دو حوزه ایرانی ـ اسلامی و غربی، اندیشه­ها و نظریه­های سیاسی متعدد تلاش کرده‌اند تا به بحران­های این جوامع پاسخ دهند و راه برون­رفت آنها از این بحران‌ها را ترسیم کنند. نظریه­های سیاسی گاه مبتنی بر استدلال عقلانی هستند، گاه از الهیات سیاسی سود می­جویند و متأثر از منابع دینی هستند و گاه نیز بر ادبیات سیاسی تکیه می­کنند و به واسطه آنها هنجارهایی را که ملاک زیست خوب و بد هستند تبیین می­کنند. اگرچه نظریه­پردازان سیاسی تلاش کرده­اند تا نظریه­ خود را بر پایه یکی از سه حوزه مورد اشاره استوار کنند، اما گروهی نیز تلاش کرده­اند از دو یا حتی هر سه این منابع برای تدوین نظریه­ خود بهره گیرند.
روش مهندس سحابی در طرح اندیشه سیاسی خود بیشتر متأثر از گروه اخیر است. او با تاریخ سیاسی ایران و جهان بسیار آشنا بود و از تجربه انباشت شده در ادبیات سیاسی ایران بخصوص در یک سده­ اخیر بسیار بهره می‌جست.
 ازسوی دیگر تکیه بر استدلال عقلانی دغدغه‌ای جدی برایش بود. در میان مجموعه آثار مهندس سحابي، شواهد فراوانی دال بر به کارگیری منطق، عقل و خرد ملاحظه می‌شود.در واقع شاید بتوان مهندس سحابی را در ردیف قائلان به نظریه انتخاب عقلانی قرار داد که بر پایه آن عاملان سیاسی برای رسیدن به مقاصد خود باید از وسایل مؤثر و کارآمد بهره گیرند. در نظریه انتخاب عقلانی، عاملان سیاسی اعم از دولت و ملت از آنجا که می‌دانند سرنوشتشان بسته به اعمال سایر کنشگران سیاسی است، رفتارشان را طوری اصلاح می‌کنند که این وابستگی متقابل را در نظر گیرند و متوجه هستند که سایر عمل‌کنندگان نیز در برابر این وابستگی متقابل حساسند. مهندس سحابی بارها برای توضیح نقش محوری بقای ایران و منافع ملی در اندیشه و عمل سیاسی‌اش  و اینکه جامعه ایران امکان هزینه یک انقلاب دیگر را ندارد. مثل معروف ملانصرالدین و بار شیشه الاغش را می‌زد که وقتی دروازه‌بان شهر با چوب برآن زد و پرسيد که چه حمل می‌کنی؟ پاسخ داد اگر یک ضربه دیگر بزنی ،هیچ. مهندس این استدلال عقلانی را در نقد رادیکالیزم حاکم بر نیروهای منتقد پس از دهه 1360 بارها تکرار کرد که بسیار هم متقاعدکننده بود.
 اما او به‌عنوان یک اندیشمند مسلمان که با قرآن نیز بسیار مأنوس بود همواره از آیات و کلام وحی، ایده می‌گرفت و اگرچه خود منتقد جدی رویکرد ایدئولوژیک به مذهب بود، اما در عین حال همواره و تا پایان عمر پر بارش تلاش می­کرد تا با الهام از آیات کتاب، راهی برای تبیین نظرات سیاسی بگشاید و پاسخ خود را به بحران­های جامعه­ ایران ارائه کند، برای نمونه او در سرمقاله اولین شماره ایران فردا چنین نوشت: «بنابراین به‌عنوان تذکر که «ان الذکری تنفع‌المؤمنین» و به حکم «فاعتبروا یا اولی‌الابصار» ما و هر شهروند نظام جمهوری‌اسلامی که علاقه و تعهدی نسبت به بقا و رفاه کشور دارد و دغدغه‌ای جز حراست از ارزش‌های معنوی توحید، اسلام و انقلاب در دل نمی‌پرورد و… انتظار و توصیه‌ای جز این نمی‌تواند داشت که مسئولین و ارباب تصمیم‌گیری به هوش باشند.»
به این ترتیب و در چارچوب روش مورد اشاره در میان آثار مهندس، نظراتی بنیادی را می­توان استخراج کرد که وضعیتی مطلوب را ترسیم و برپایه آن همه تلاش خود را به‌عنوان یک فعال سیاسی بر استقرار آن وضعیت متمرکز می‌کند. اندیشه­ سیاسی مهندس سحابی شایسته­ آن بوده و هست تا مقولاتی همچون عدالت، قانون، آزادی، حق، منافع ملی و ایران را در قالب شکل مطلوبی از مناسبات اجتماعی تبیین کند. او در جمع­بندی و نقد نظریه­های سیاسی پيش و پس از انقلاب خود و همفکرانش بر پیوند اندیشه سیاسی و واقعیت موجود تأکید فراوان داشت و بخش قابل‌توجهی از دغدغه­های دو  دهه اخیرش بر زمینی‌کردن آرمان­های دینی، ملی و انسانی متمرکز بود. براین اساس از آنجا که اندیشه سیاسی مهندس سحابی دربردارنده فهم و تشخیص مشکلات و معضلات جامعه ایران و به‌دنبال آن ارائه راه‌حل سیاسی برای عبور از بحران­هاست، شایسته عنوان «نظریه سیاسی» است.
«نظریه سیاسی» مهندس سحابی علاوه بر آن که به دلیل سال‌ها تحقیق و مطالعه پیوسته و پیگیر او در حوزه‌های تاریخ، اقتصاد، فرهنگ و سیاست در جامعه ایران از اعتبار کلاسیک برخوردار است، در عین حال به دلیل بیش از نیم قرن بهره‌گرفتن از تجربه عینی و ملموس در همه حوزه­های مذکور، ارزش و اعتباري بسیار جدی‌تر از یک نظریه کلاسیک  دارد. «نظریه سیاسی» چارچوبی را برای سياستگذاری اجتماعی ارائه می­دهد تا به اتکای آن اصول بنیادین، راهنمايي را برای انتخاب راه‌حلی از بین راه‌حل‌های موجود در اختیار داشته باشیم.
مهندس سحابی همچون ميشل فوکو «قدرت» را موضوع اصلی نظریه سیاسی خود قرار نمی‌داد، بلکه اصلاح قدرت را محصول و نتیجه­ نهایی «نظریه سیاسی» خود می‌دانست، درست به همین دلیل مخاطب نظریه او تنها «پوزیسیون» یا «قدرت» مسلط نبود، بلکه او بیش از آن که به قدرت بپردازد «اپوزیسیون» یا «منتقدان قدرت» را مخاطب قرار می‌داد. نامه اخیر او خطاب به فعالان سیاسی خارج از کشور که در آن آنها را از دمیدن در شیپور خشونت، چپ‌روی و افراطی‌گری پرهیز داده بود، نمود بارز این رویکرد است. به باور سحابی بهترین راه کنترل و اصلاح قدرت، تولید حقیقت است و این حقیقت از طریق مجموعه پیوسته‌ای از قوانین، دستگاه‌ها، نهادها و ضوابط محقق می‌شود، بر این اساس می‌توان او را در ردیف قائلان به رویکرد سیستمی قرار داد، از این‌رو مزیت مهندس سحابی نسبت به بسیاری از هم‌عصرانش آن بود که مبارزه، تلاش و فعالیتش در عرصه سیاست متکی به فلسفه سیاسی مشخص بود، که موجب می­شد به واسطه آن کمتر دچار سردرگمی یا تزلزل شود.
تکوین «نظریه سیاسی» سحابی مدیون فرایند دیالکتیک نظریه و عمل در حیات سیاسی او بود، از این‌رو دستاورد «نظریه سیاسی» او فراتر از توجیه وضع موجود، نفی یا تصحیح آن است. به عبارت دیگر درنهایت «انسان» موضوع فلسفه سیاسی سحابی است، ایده­ای که در یادداشت او درباره «تقوا» توضیح داده شده است.(1) انسان چرا باید تلاش کند؟ چگونه عمل کند؟ چرا در پی آن باشد تا بر پیرامون خود اثر گذارد؟ در نظریه سیاسی سحابی، نقشه سیاسی یافت نمی‌شود، زیرا او برای قدرت تفکر و خلاقیت مخاطبانش احترام قائل است، از این‌رو دغدغه او ترسیم تصاویری کلان از آینده‌ای است که باید به سوی آن رفت ، اما فهم عناصر و جزئیات آن تصاویر کلان، وظیفه مخاطبان است.
زندگی سحابی و سیر تکوین اندیشه او شش چرخه‌ تکراری از مشاهده بحران، تشخیص علل بحران، ارائه وضعیت جدید و در نهایت راه حل خروج از بحران است. در دهه 1330 و پس از کودتای 28 مرداد  او یکبار این چرخه را در نهضت مقاومت ملی تجربه کرد و در دهه 1340 و در جریان جنبش مسلحانه او برای بار دوم این چرخه را بازآفرینی کرد. در اواسط دهه 1350 و پس از بحران تغییر ایدئولوژی در سازمان مجاهدین، سحابی برای بار سوم چرخه را با موفقیت آزمون کرد. پس از پیروزی انقلاب و در دوره حضور در دولت موقت و شورای انقلاب او فرصت آن را یافت تا دور چهارم چرخه را تجربه کند. بحران‌های دهه 60 کوره مذابی بود تا همه فعالان سیاسی در آن آزمون شوند، در این دوره سحابی بار دیگر به اتکای انباشت فکری ـ سیاسی استراتژیک حاصل از چهار نوبت دوران، در دور پنجم بسیار موفق و سربلند سر برآورد. به این ترتیب در اواخر دهه 1360 و اوایل دهه 1370 مهندس سحابی با انباشت سرمایه فکری و فرهنگی که پیرامون شخصیت ملی و دینی‌اش پدید آمده بود، دشوارترین دور چرخه بحران را پشت سر گذاشت، دوره‌ای که بارها تأکید کرد سخت‌ترین تجربه  زندگی سیاسی و اجتماعی‌اش بود.
قائلان فلسفه حلزونی تاریخ معتقدند تاریخ تکرار می‌شود، اما هر بار چرخه تاریخ در مداری بالاتر تداوم می‌یابد. زندگی سحابی نیز حداقل شش‌بار در مدار فلسفه سیاسی او چرخید تا در کوران زندگی سیاسی او نظریه سیاسی‌اش را غنی و بارور سازد. بخشی از ابعاد این نظریه سیاسی را در مجموعه مباحث بنیادی ملی او می‌توان فهم کرد، اما منحصرکردن این نظریه به آن مباحث، خطای بزرگی است. نظریه سیاسی سحابی محصول پیوند بین سرمایه فرهنگی او یعنی نوشتارها و سخنانش از یک سو و منش و رفتار عملی او از سوی دیگر است و شناخت این هر دو مستلزم مطالعه و پژوهش جدی و دامنه‌دار.
بی‌شک اندیشه و آرای سیاسی سحابی مانند هر فعال و اندیشمند دیگری دیر یا زود مشمول مرور زمان خواهد شد، اما نظریه سیاسی او تا نسل‌ها می‌تواند پاسخی به بحران‌های ایران امروز و چشم‌اندازی برای ایران فردا باشد.
پي‌نوشت:
1ـ بحث تقوا در اجتماع يك بخش از كتاب «سه كتاب» است كه در آينده با كسب مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از نشرصمديه منتشر مي‌شود.

*منبع: چشم انداز ایران

Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: