خانه > مقاله > مسعود باستانی؛ ۷۷۰ روز حبس بدون مرخصی

مسعود باستانی؛ ۷۷۰ روز حبس بدون مرخصی

مسعود باستانی در ابتدای دهه هشتاد فعالیت خبرنگاری اش را آغاز کرد و خیلی زود به سربیری هفته نامه «نداي اصلاحات» در اراک رسید. بعد از جمله سردبیران سایت «جمهوریت» بود و سابقه‌ خبرنگاری در روزنامه‌های شرق، جمهوریت و کارگزاران را دارد. وی سرانجام در دادگاه های نمایشی به شش سال زندان محکوم گردید. او با گذشت دو سال و یک ماه از دوران محکومیت خود حتی یک روز را نتوانسته به مرخصی بیاید.

معصومه ملول مادر مسعود باستانی در خصوص آخرین وضعیت فرزندش به «جرس» می گوید: «مسعود همچنان در زندان رجايي‌شهر است و وضعيتش فرقي نكرده است. آخرين ملاقات ما پنجشنبه هفته گذشته و كابيني به مدت 20 دقيقه بود. همان طور كه مي‌دانيد ملاقات‌هاي زندان رجايي‌شهر را تفكيك جنسيتي كرده‌اند و يك هفته من و همسرش و هفته ديگر پدرش بايد ملاقات برود و چون پدرش بيمار است و بسياري از هفته‌ها نمي‌تواند به ملاقات فرزندمان بروند ما دو هفته از او بي‌خبريم. تلفن‌ها هم كه قطع است و ما نمي‌توانيم در طول اين دوهفته خبري از سلامتي او بگيريم. از نظر جسماني ضعيف شده، به هر حال فرزند من دو سال و دو ماه است كه بدون مرخصي در زندان است و با توجه به امكانات كم زندان و نرسيدن ميوه و ويتامين به بدنش طبيعتا ضعيف شده اما روحيه خوبي داره و هميشه در ملاقات‌ها به من و همسرش انرژي و روحيه مي‌دهد و معتقد است كه بايد «صبر» كرد و «اميدوار» بود.»

وی در خصوص امکان ملاقات حضوری و مرخصی ادامه می دهد: «ملاقات حضوري‌ بايد با دستور دادستان باشد. يعني ما بايد چندين هفته به دادستاني برويم و درخواست ملاقات حضوري بدهيم و اگر با درخواست ما موافقت شد مي‌توانيم ملاقات حضوري داشته باشيم. ما از آذر ماه پارسال ملاقات حضوري نداشتيم و دو هفته پيش توانستيم مسعود را حضوري ملاقات كنيم. اما در سالن ملاقات حضوري زندان رجايي‌شهر ديواري كشيده‌اند و بايد از پشت ديوار عزيزمان را ملاقات كنيم. در اصل اين ملاقات حضوري نيست؛ ملاقات ديواري است. همچنین پيگيري‌هاي ما براي مرخصي هم به هيچ نتيجه‌اي نرسيده است. هربار كه به دادستاني مي‌رويم بدون اينكه دادستان يا حتي يكي از معاونينش را ببينيم، دست خالي برمي گرديم. بارها تقاضاي مرخصي داده‌ايم اما اصلا پاسخ نداده‌اند حتي پاسخ منفي هم نداده‌اند. در اين دو سال شايد بيش از 50 بار درخواست مرخصي داده‌ايم اما هفته گذشته كه همسر مسعود به دادستاني رفت، در كمال تعجب ديد كه هيچ كدام از درخواست‌هاي ما روي پرونده مسعود نيست. يكي از كاركنان دادستاني پرونده مسعود را آورد و همسر مسعود ديد كه هيچ كدام از درخواست‌ها را روي پرونده نگذاشته‌اند. اين يعني در اين دو سال هرچقدر ما تلاش كرده‌ بوديم و نامه داده بوديم همه آنها را دور انداخته‌اند.»

خانم ملول با ابراز تاسف از دربند بودن فرزند خبرنگارش در روز خبرنگار اظهار می دارد: «فرزند من مي توانست مانند بقيه مردم به زندگي خودش برسد. حتي بارها برايش فرصت كاري خوبي غير از روزنامه‌نگاري پيش آمد اما هيچ گاه قبول نكرد كه روزنامه‌نگار نباشد. هرگاه مي‌ديد در جايي به انساني ظلم مي شود نمي‌توانست ساكت بماند و براي كمك به آن انسان هركاري مي كرد. خواه فعال كارگري در سنندج باشد خواه فعال سياسي و حقوق بشر. هرگاه سوژه گزارشي به ذهنش مي‌رسيد آرام و قرار نداشت تا آن را بنويسد. از بچگی آنقدر مطالعه مي كرد كه من و پدرش صدايمان درمي آمد. اين سال‌ها كه روز خبرنگار مي‌رسد من فكر مي كنم مگر فرزند من خبرنگار و روزنامه‌نگار نيست؟ آيا فقط خبرنگاران و روزنامه‌نگاران مدافع دولت خبرنگار هستند؟ اساسا مگر روزنامه‌نگار نبايد منتقد باشد؟ فرزند من غير از قلم و كتاب و كاغذ هيچ چيز ديگري در زندگي ندارد و حتي در زندان هم روزنامه نگار باقي مانده است. بنابراين تعريف‌ها و تمجيدهايي كه در روز خبرنگار از فعالان عرصه رسانه‌اي از سوي دولت و مسئولين مي شود، نمايشي و فقط براي خبرنگاران خودي است.»

جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات در نامه ای به احمد شهید گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد در امور ایران با بیان اینکه آنچه امروز ما را بر آن داشت تا این نامه را بنویسیم، وضعیت «اسفباری» می باشد که در اثر دستگیری افرادی پیش آمده است که مخالف یک جناح خاص و اقدامات خلاف قانون آنها بوده اند و در این ماجرا نه تنها زندانیان بی گناه ما، بلکه خانواده ها را نیزدرگیر کرده و آزار می دهد. در این نامه با تاکید بر اینکه اگر مسئولین و مقامات قضائی ایران به سلامت رفتارها و برخوردهای خود اطمینان داشته باشند نباید از حضور نمایندگان حقوق بشر و ناظرین بین المللی واهمه داشته و مانع سفر آنان به ایران شوند درخواست کرده اند: «اینک از آنجا که پیگیری های قانونی داخلی درخصوص رفتارهای غیر قانونی، غیر اسلامی و مخالف حقوق بشر که در مورد زندانیان روا می دارند، به نتیجه نرسیده و فشارها نیز بیشتر شده است، لذا از شما می خواهیم هرطور شده به ایران سفر کرده و از نزدیک به موارد تخلف مطرح شده رسیدگی فرمائید.»

مادر مسعود در خصوص سفر احمد شهید به خبرنگار جرس می گوید: «سفر ايشان قطعا مي‌تواند موثر باشد اما فكر نمي‌كنم به او اجازه سفر دهند. اگر به قول مسئولين شرايط زندان‌ها خوب است، اگر محاكمه‌ها و دادگاه‌ها عادلانه بوده و اگر فرزند من و بقيه زنداني‌ها حقشان است كه در زندان باشند؛ چرا به گزارشگر حقوق بشر اجازه سفر به ايران نمي‌دهند؟ من از گزارشگر ويژه حقوق بشر مي‌خواهم به دقت همه چيز را ببيند و پرونده‌ها را اگر توانست مطالعه كند، نمي‌خواهم به نفع ما داوري كند تنها حق را بگويد و ببيند كه واقعا فرزند من مستحق چنين مجازاتي است؟»

لازم به یادآوری است، این روزنامه نگار اصلاح طلب در ملاقات کابینی خردادماه در مقابل دیدگان همسر و مادر خود مورد ضرب و شتم ماموران زندان قرار گرفته و به بیمارستان منتقل گردید.

این مادر رنج دیده در پایان خطاب به مسئولین قضایی صحبتهایش را با این جملات به پایان می برد: » فرزند من دقيقا 770 روز است كه بدون حتي يك ساعت مرخصي در زندان است و اصلا نمي‌دانم به چه دليل به او مرخصي نمي‌دهند. فرزند من هر جرمي هم كه مرتكب شده باشد، حق دارد براي چند روز هم كه شده به مرخصي بيايد. چرا به مسعود مرخصي نمي‌دهید؟ تمام مدت اين سوال را مي كنم و پاسخي برايش پيدا نمي‌كنم. من بيشتر اوقات ساكت هستم و حرفي نمي‌زنم اما واقعا ديگر صبرم تمام مي شود. انسان مگر چقدر صبر دارد؟ يعني مسعود اينقدر خطرناك است كه با چند روز مرخصي كشور به هم مي ريزد؟ نگهداري او در زندان رجايي‌شهر غيرقانوني است، برخوردهايي كه تا الان شده كاملا غيرقانوني بوده و الان هم كه به او مرخصي نمي‌دهند. من به خدا واگذار مي كنم. من و پدر مسعود سي سال در اين نظام خدمت كرديم و به بچه‌ها درس داديم، براي پيروزي انقلاب تلاش كرديم و پدرش در جبهه‌هاي جنگ براي كشور جنگيد، چرا در دوراني كه بايد آرامش داشته باشيم اين گونه رفتار مي‌كنند. حداقل چند روزي مرخصي بدهند ما دلمان خوش باشد كه فرزند ما هم مانند بقيه مرخصي آمده است.»

گفتنی است، مهسا امرآبادی روزنامه‌نگار همسر مسعود باستانی به اتهام اقدام تبلیغی علیه نظام از طریق مصاحبه و گزارش‌ از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه به یکسال زندان محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر تایید گردید.

Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: