خانه > مقاله > دوسالگی جنبش سبز؛ حفظ اتحاد بر آرمان های دموکراتیک

دوسالگی جنبش سبز؛ حفظ اتحاد بر آرمان های دموکراتیک

بیست و دوم خرداد دو حس متضاد را برای ایرانیان طرفدار دموکراسی یادآور می شود. احساس همبستگی در مبارزه مسالمت آمیز علیه استبداد دینی و حس بهت و ناباوری از خیانتی که توسط حکومت در آرایشان انجام شد. پایان روز بیست و دوم خرداد 1388 نقطه پایانی بر امید به تغییرات دموکراتیک از کم هزینه ترین راه یعنی مشارکت در انتخابات بود. فردای آن روز فصل دیگری آغاز شد. نتیجه آرا به سود «محمود احمدی نژاد» کاندیدای مورد حمایت رهبر جمهوری اسلامی جعل شد و برای میلیونها شهروندی که دل به تغییر اوضاع بسته بودند راهی جز اعترض نماند.

اتحاد برای یک هدف


تولد جنبش سبز محصول احساس مسوولیت جمعی برای اعتراض به روندی بود که دست کمی از یک کودتا نداشت. حکومت به شکل شوک آوری نه فقط آرای عمومی را دستکاری کرد بلکه با دستگیری ده ها کنشگر سیاسی و مدنی اصلاح طلب در نخستین ساعات پس از رای گیری و گسیل کردن نیروهای سرکوب به خیابان،عزم خود برای ایستادگی مقابل خواستهای دموکراتیک را به نمایش گذاشت. روزهای بعد روزهای خون و قیام بود. تظاهرات میلیونی شهروندان با نمادهای سبز و شعار » رای من کجاست؟» پاسخی جز گلوله های سربی باتوم های برهنه، اسپری های اشک آور و حبس و بازداشت نیافت. به موازات خشونت بی سابقه حکومتی، عرصه برای همبستگی سبزها بر حول یک مطالبه واحد فراهم شد. برگزاری انتخابات آزادانه در سرلوحه خواسته های دموکراتیک قرار گرفت و طیفهای متنوعی از هواداران تغییر بر سر آن به توافق رسیدند. برای پیگیری این هدف در دو سالی که از تولد جنبش سبز می گذرد راه های متنوعی آزموده شده اما همه این راه ها متکی به شیوه های مبارزه مسالمت آمیز بوده است.


خون در خیابان

تمایل به پیگیری خواست های دموکراتیک از روش های غیرخشونت آمیز را می توان بیش از هر چیز محصول تجربه جمعی ایرانیان در انقلاب 1357 دانست. انقلابی که میراث دار رادیکالیسم و خشونت رایج در همه انقلاب ها بود و به بازتولید استبداد در فردای پیروزی منجر شد. سبزها بر مبنای این تجربه تاریخی خود را متعهد به مبارزه با روش های مسالمت آمیز دیدند. تظاهرات میلیونها شهروندی که مهر سکوت بر لب در 25 خرداد 1388 و سه روز پس از آن خیابان های تهران و برخی شهرهای بزرگ را به صحنه اعتراض خود بدل کردند نمادی از اراده به دنبال کردن مبارزه مسالمت آمیز بود. با این حال حکومت اعتراض های مدنی را به شدیدترین شیوه های ممکن سرکوب کرد به گونه ای که در طول یک هفته بیش از 20 نفر توسط ماموران امنیتی قربانی شدند و پس از خطبه های آقای خامنه ای در نماز جمعه 29 خرداد آهنگ سرکوب شدت بیشتری یافت. رهبر جمهوری اسلامی در این سخنرانی بی تابی اش نسبت به اعتراض های دموکراتیک را با زبانی صریح ابراز کرد و گفت که اگر اعتراض ها ادامه یابد مسوولیت خون کشته شدگان به گردن کسانی است که آنها را به تظاهرات دعوت می کنند. روز بعد از این سخنرانی صدها هزار نفر در مسیری که از قبل پیش بینی شده بود به خیابان های پایتخت آمدند و حکومت بر مبنای فرمان رهبری معترضان را به خاک و خون کشید به گونه ای که در انتهای شب خیابان های مرکزی تهران شبیه منطقه ای جنگ زده بود. بی رحمی غیرقابل باور ماشین سرکوب حکومت که جلوه هایی از آن در حمله به کوی دانشگاه، تجاوز جنسی به گروهی از معترضان و کشتار و دستگیری های بی محابا در خیابان بروز کرد، هزینه اعتراض های عمومی را بالا برد اما به آن پایان نداد. تصمیم هوشمندانه بعدی که «میرحسین موسوی» و «مهدی کروبی» به عنوان راهبران جنبش سبز اتخاد کردند فراخواندن سبزها در مناسبت های حکومتی نظیر روز قدس، روز 13 آبان و روز عاشورا بود. تظاهرات روز قدس یک شوک کامل برای حکومت بود. در این روز یک اعتراض صدها هزار نفری دیگر شکل گرفت و موقعیت خاص آن اجازه سرکوب شدید را به حکومت نداد. اما تظاهرات 13 آبان بار دیگر با خشونت و بی رحمی ماموران عجین شد و در روز عاشورا این خشونت به اوج رسید. بر مبنای گزارشهای رسمی 8 شهروند در روز عاشورا توسط ماموران کشته شدند و این در حالی است که گزارشهای مستقل از کشته شدن تعداد به مراتب بیشتری حکایت دارد. بازداشت های صدها نفری و ضرب و شتم بی محابای شهروندان در این روز به منزله ضرب شستی بود تا حکومت مقاومتش در مقابل خواسته های دموکراتیک را به رخ مخالفان بکشاند. حربه بعدی برگزاری یک تظاهرات سازماندهی شده در روز نهم دی ماه 1388 بود که یک نمایش ابراز وفاداری به آقای خامنه ای به شمار می رفت. این تظاهرات به زحمت جمعیتی 200 هزار نفر را شامل می شد اما حکومت از آن به عنوان تظاهرات 5 میلیونی یاد کرد. موقعیت بعدی که می توانست وزن نیروهای حامی دموکراسی در مقابل هواداران حکومت را نشان دهد روز 22 بهمن بود. راهبران جنبش سبز برای این روز از هواداران جنبش دعوت به راهپیمایی کردند اما مسیرهای پیش بینی شده برای راهپیمایی در قرق کامل ماموران قرار گرفته بود به گونه ای که امکان تجمع را به معترضان نمی داد. تعداد نیروهای سرکوب در این روز به حدی بود که برخی ناظران در روایت خود تهران را به یک پادگان بزرگ نظامی تشبیه کردند.

اثرات استراتژی آگاهی رسانی

اراده سیری ناپذیر حکومت به سرکوب مخالفان روش اعتراض های جنبش سبز را تغییر داد. آنها به اصل بنیادی مبارزه مسالمت آمیز وفادار ماندند اما اعتراض های خیابانی را از اولویت خود کنار گذاشتند. در نظر تئوریسین های جنبش، هدف نه فقط مبارزه با اقتدارگرایی در خیابان ها بلکه گسترش دامنه مطالبات و خواسته های دموکراتیک در همه طیف های جامعه بود. رهبران جنبش از همین رو بر تقویت شبکه های اجتماعی به عنوان استراتژی اصلی جنبش سبز تاکید کردند. آنها خواهان گسترده شدن مطالبات میان بخش های حاشیه ای تر جامعه شدند تا جنبش دموکراسی خواهی صرفا یک حرکت متکی به طبقه متوسط جلوه نکند. شبکه های اجتماعی برای پیگیری این استراتژی در اشکال متعددی متجلی شد. از شیوه های شفاهی و گفتگوهای چهره به چهره شهروندان گرفته تا تاسیس پایگاه های خبری اینترنتی و استفاده از ظرفیت های شبکه های مجازی، بخش های مختلف زنجیره آگاهی دهی را تشکیل دادند. نتیجه حاصل از این استراتژی علیرغم همه دست اندازهای حکومتی، خیره کننده و شگفت آور بوده است. عمق یافتن نارضایتی از اداره اوضاع کشور میان گروه های حاشیه ای تا حد زیادی محصول روند آگاهی رسانی حامیان جنبش سبز بوده است. بر مبنای شواهد موجود پتانسیل اعتراض های کنونی در جامعه ایران به مراتب فراتر از دو سال گذشته است. حکومت علاوه بر بحران مشروعیت روز به روز بیشتر درگیر بحران کارآمدی می شود و با بی پاسخ گذاشتن انتظارات حداقلی شهروندان درباره مسایل اقتصادی زبانه نارضایتی را در آنان شعله ورتر می کند. به طور مشخص تحمیل هزینه های مضاعف اقتصادی بر دوش خانواده های کم درآمد پس از اجرای قانون حذف یارانه ها به تشدید نارضایتی میان گروه های حاشیه ای منجر شده است. علاوه بر این، اثرات تحریم های بین المللی که حاصل سیاست خارجی ماجراجویانه در برنامه هسته ای بوده است روز به روز بر سفره شهروندان  نمایان تر می شود و موقعیت حکومت را میان گروه های حاشیه ای شکننده تر می سازد.

بازداشت رهبران؛آخرین تیر ترکش

پس از آن که بازداشت گروهی گسترده از کنشگران سرشناس اصلاح طلب، فعالان مدنی و روزنامه نگاران به حکومث ثابت کرد نمی تواند وضع خود را با این روش ها تثبیت کند، وسوسه بازداشت رهبران جنبش در سر آنها افتاد. پروژه حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی آخرین تیری بود که نظام برای مقابله با جنبش سبز در ترکش داشت. برای عملی کردن این اتفاق اختلاف نظرهای جدی میان تصمیم گیران جمهوری اسلامی دیده می شد. برخی به وضوح اذعان می کردند که بازداشت رهبران جنبش باعث تقویت محبوبیت آنها می شود و برخی دیگر با بی تابی از پروژه بازداشت دفاع می کردند چرا که آن را تنها راه چاره می دانستند. تصمیم در این باره متکی به نظر نهایی آقای خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی بود. او این دستور را پس از مشاهده اعتراض های صدها هزار نفری سبزها در 25 بهمن ماه سال گذشته صادر کرد و به این ترتیب بار دیگر بر نقش مستقیم خود در طرح ریزی کودتای انتخاباتی و سرکوبهای پس از آن صحه گذاشت. اعتراضهای خیابانی 25 بهمن ماه همراستا با خیزش های دموکراتیک در خاورمیانه انجام شد و این هراس را در راس نظام جمهوری اسلامی برانگیخت که اگر دست به بازداشت رهبران جنبش نزند سرنوشت اقتداگرایان معزول در تونس و مصر را تجربه خواهند کرد. شعارهایی نظیر» مبارک، بن علی، نوبت سید علی» نیز که توسط معترضان در 25 بهمن ماه سرداده می شد مهر تاییدی بر هراس حکومت بود. آنها به فاصله یک روز پس از این تظاهرات اقدام به حصر میرحسین موسوی، مهدی کروبی و همسرانشان کردند و از آن زمان تاکنون اجازه هیچ گونه تماس و ارتباط آنها با بدنه جنبش سبز را نداده اند. حصر آنان که در تضاد با قوانین قضایی جمهوری اسلامی است ترس حکومت از تاثیرگذاری تعیین کننده این چهره ها بر روند تحولات سیاسی را بر ملا می کند.

شکاف در بالاترین سطح

کسانی که حصر رهبران جنبش را به عنوان راهی برای تثیبت حکومت به آقای خامنه ای پیشنهاد کردند حالا وضعیت شکننده ای را شاهد هستند که در نظام جمهوری اسلامی کم سابقه بوده است. اختلاف های میان دو طیف محافظه کاران که یکی گروه حامی رهبری و دیگری گروه حامی محمود احمدی نژاد را شامل می شود از مرز بحران عبور کرده است.اتحادی که این دو طیف برای مواجهه با جنبش سبز میان خود ایجاد کرده بودند با دستگیری رهبران جنبش بلافاصله رنگ باخت و نزاع برای کسب سهم بیشتری از قدرت آنها را به ستیز علنی با یکدیگر ترغیب کرد. نیروهای حامی آقای خامنه ای در مجلس و قوه قضاییه برای مهار احمدی نژاد یکصدا شده اند و موج رسانه ای قدرتمندی نیز علیه دولت او شکل گرفته که به طور روزانه اتهام هایی مالی، اخلاقی و اعتقادی را متوجه دولت و نزدیکان آن می کنند. با توجه به در پیش بودن انتخابات مجلس شورای اسلامی انتظار می رود که این تنش ها در هفته ها و ماه های اینده به شکل قابل توجهی افزایش یابد. هواداران آقای خامنه ای می گویند که باید مانع از کسب برتری نزدیکان دولت در مجلس آینده شد چرا که آنها در صدد حذف محافظه کاران سنتی برخواهند آمد در عوض دولتی ها هم با تمام توان به رقبای محافظه کارشان می تازند و آتش حملات میان دو طیف به حدی شعله ور است که برخی ناظران احتمال حذف یکی از این دو طیف در صورت ادامه نزاع را رد نمی کنند. طیف هواداران رهبری از مدتی پیش زمزمه ها درباره استیضاح احمدی نژاد را آغاز کرده اند و رسانه های دولت نیز خواهان کنار رفتن طرفداران آقای خامنه ای از عرصه های مدیریتی شده اند.

سبزها؛ حلقه ای از یک زنجیر

فضای ملتهب سیاسی در ایران امکان پیش بینی های بلند مدت را سلب کرده است با این حال تقریبا محرز است که شکاف درون حکومت به موازت شکاف ملت- دولت گسترش خواهد یافت. نیروهای هوادار تغییر نیز از این روند متاثر خواهند شد. آنها در شرایطی که رهبران جنبش به حصر خانگی درآمده اند نیازمند تجربه هایی تازه ای از مبارزه هستند. سبزها در یک سیاست هوشمندانه نسبت به دعواهای درون حکومتی موضع سکوت اتخاذ کرده اند ولی کماکان نیازمند روشهای ایجابی برای استمرار مبارزه هستند. یکی از دستاوردهای قابل توجه جنبش تهیه منشور راه سبز بوده است که نسخه دوم آن به فاصله اندکی پس از حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی منتشر شد. شورای هماهنگی راه سبز امید که اعضای آن از سوی رهبران جنبش مورد تایید قرار گرفته اند نیز عهده دار سازماندهی اعتراض ها در شرایط کنونی هستند. این شورا تاکنون فراخوان هایی برای اعتراض های عمومی داده و درباره برخی وقایع داخلی و منطقه ای موضع گیری کرده است. آخرین فراخوان آنان دعوت از شهروندان برای برگزاری راهپیمایی سکوت در عصر روز 22 خرداد است. اهمیت این فراخوان در رجعت به اعتراض خیابانی به عنوان یکی از روشهای مبارزه مسالمت آمیز است. این فراخوان در شرایطی داده شده است که جنبش های دموکراتیک علیه حکومت های اقتدارگرا از زمستان سال گذشته تاکنون دستاوردهای خیره کننده ای داشته و تاکنون به سقوط سه حکومت دیکتاتوری انجامیده است. آهنگ تغییر در کشورهایی چون لیبی و سوریه کماکان در حال پیشروی است. شرایط منطقه ای که از آن به عنوان بهار عربی یاد می شود اعتماد به نفس سبزها برای غلبه بر نظام اقتدارگرای جمهوری اسلامی را نیز تشدید کرده است. آنها خود را حلقه ای از زنجیره تغییر می بینند و سرنگونی هر حاکم مستبدی امید به غلبه بر استبداد دینی در ایران را نیز بالاتر می برد.

از:   نادر مرزبان

Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: