خانه > خبر > احتمال انتقال زندانیان اعتصاب کننده زندان رجایی شهر

احتمال انتقال زندانیان اعتصاب کننده زندان رجایی شهر

به دنبال اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج، علی طبرزدی، فرزند حشمت الله طبرزدی با اشاره به اینکه پدرش در ملاقات اخیر به او درباره پیوستن گروه کثیری از زندانیان سیاسی به این اعتصاب خبر داده است به کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران گفت: «پدرم که پنجشنبه هفته گذشته با او ملاقات کابینی داشتم گفت زندانیان سیاسی در هر سنی به این اعتصاب پیوسته‌اند و آن را به شکل دست جمعی دنبال می‌کنند. او گفت که هفته اول اعتصاب غذا یک روز بوده، هفته دوم دو روز، هفته سوم سه روز، و همین طور هر هفته بر تعداد روزهایش بیشتر می‌شود و این اعتصاب ادامه خواهد داشت تا به تغییر وضعیت آن‌ها در زندان توجه شود.»

به گزارش کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران، حشمت الله طبرزدی در تماسی با خانواده اش گفته است: «احتمال دارد که آن‌ها را به بندی موسوم به “جزیره” منتقل کنند، در این بند ارتباط زندانیان سیاسی با زندانیان دیگر زندان قطع خواهد شد و مثل اینکه حتی ارتباط مسئولان زندان نیز به آن بند کمتر می‌شود و یک جور حالت زندان در زندان مضاعف را دارد.»

پسر حشمت الله طبرزدی، در خصوص خواسته‌های پدرش و دیگر زندانیان سیاسی اعتصاب کننده گفت: «در حال حاضر مهم‌ترین خواسته‌های آن‌ها رسیدگی به وضعیت بهداشتی، بهداری و غذایشان است. آن‌ها کتابخانه یا ورزشگاه هم ندارند. آن‌ها خواستار گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل هستند تا اوضاع زندانیان را ببیند. آن‌ها در خصوص نحوه ملاقات‌ها و اتفاق‌هایی که در این مدت بر سر خانواده‌هایشان نیز آمده معترض هستند.»

اعتصاب غذای زندانیان سیاسی رجایی شهر کرج در حالی صورت می‌گیرد که اکثر آن‌ها بارها در طول بازداشتشان دست به اعتصاب زده‌اند، حال جسمی‌شان مناسب نیست و در طول بازداشت نیز غذای مقوی و سالم مصرف نکرده‌اند و به این ترتیب تهدیدی جدی برای سلامتی‌شان است. در میان آن‌ها منصور اسانلو، دچار بیماری حاد قلبی است، عیسی سحرخیز که دیگر قادر به راه رفتن درست نیست، رسول بداقی و مجید توکلی که اخیراً مورد ضرب و شتم مسئولان زندان قرار گرفته‌اند.

علی طبرزدی با اشاره به اینکه در حال حاضر فقط باید حرف زد و خبر رسانی کرد تا مسئولان موظف به تغییر شوند، گفت: ملاقات کابینی کوچک‌ترین روزنه ارتباطی ما با اوضاع زندانیان مان است. پدرم این هفته که به دیدنش رفتم خیلی ناراحت بود چون مادر پیرش را دیده بود که با ویلچر و با وضعیت خیلی بدی به دیدنش رفته است. مادربزرگ من پس از مدت‌ها که به پدرم مرخصی ندادند بالاخره خودش با ویلچر به دیدنش رفت و به تنهایی مسافت طولانی از در ورودی زندان تا محل ملاقات را طی کرده بود. پدرم از این ناراحت بود که چرا به او کمک نشده است، بهر حال شاید مسئولان از دیدن چنین صحنه‌هایی لذت می‌برند.

Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: