خانه > مقاله > سکولاریسم، بی اطلاعی و اتهام

سکولاریسم، بی اطلاعی و اتهام

از آنجا که روند تصاعدی توجه به مبحث سکولاریسم در میان جوانان و بالطبع واکنش های بازدارنده از سوی سخنگویان نظام در جامعه و خصوصا فضاهای آکادمیک و مجازی چشم گیر شده است ، بی لطف نیست اگر ما نیز در اینجا از منظری نسبتا جدیدتر به موضوع نگاهی بیاندازیم و ببینیم عدم مراجعه به منابع علمی چگونه می تواند مایه گمراهی باشد.

  متاسفانه بسیار دیده می شود عدم مطالعات مکفی در زمینه سکولاریسم ،مدافعه و مخالفت هایی سطحی را بین طرفداران و مخالفان این اندیشه ایجاد می کند که نه تنها مثمر هیچگونه ثمره ای نیست بلکه می تواند منجر به اتکال به داده هایی شود که در نوبت های بعدی مباحث ، مانند تاری به گرد ذهن تنیده شده و امکان درک صحیح واقعیات را مختل نماید و همچنین می تواند دقیقا مایه نقض غرض گردد.

  اول از همه باید بدانیم که واژه «سکولار»در لغت معانی همچون : » قرنی، زمان مند، مدت دار،دوره ای، وابسته به دنیا،دنیوی ، غیر روحانی و عامی » را بازمی تاباند و در اصطلاح سیاسی شخص سکولار به کسی اطلاق می شود که معتقد به نوعی تفکر خاص است (سکولاریسم) که به صورت کلی به مفهوم ممانعت از دخالت دین در تمامی امور عمومی جامعه است. این تفکر به صورت کلی ریشه در عصر روشنگری در اروپا دارد. ارزش‌هایی مانند جدایی دین از سیاست، جدایی کلیسا و حکومت در امریکا، و لائیسیته در فرانسه بر پایه سکولاریسم بنا شده‌اند.

  واژه سکولاریسم نخست در میانه قرن نوزدهم در زبان انگلیسی به کار رفته‌است، و اصولاً بار ایدئولوژیک داشته‌است. در کاربرد نخستین ، این واژه بر آموزه‌ای دلالت می‌کرد که مطابق آن اخلاقیات باید مبتنی بر ملاحظات اخلاقی و معطوف به سعادت دنیوی انسان باشد، و ملاحظات مربوط به خدا و حیات اخروی را باید کنار نهاد. بعداً، «سکولاریسم» را به این معنای گسترده‌تر به کار بردند که مؤسسات عمومی، به ویژه آموزش عمومی، باید سکولار باشد و نه دینی. در قرن بیستم، این واژه معنای وسیع‌تری یافت، که از معانی قدیم و جدید واژه سکولار نشأت گرفته بود. امروزه آن را اغلب همراه با «جدایی» نهادهای دینی و دولتی به کار می‌برند، که تقریباً معادل با واژهٔ فرانسوی laicisme (لائیسیزم)است که در دیگر زبان‌ها هم وارد شده، اما هنوز در زبان انگلیسی استعمال نمی‌شود.

  در مفاهیم جامعه‌شناسی، سکولاریسم به هر موقعیتی که در آن، جامعه مفاهیم مذهبی را در تصمیم‌گیری‌های خود کمتر دخالت دهد و یا این مفاهیم، کمتر موجب بروز اختلاف و یا درگیری گردد اطلاق می‌گردد.(1)

  در شکل گیری سکولاریسم عواملی همچون نارسایی تعلیمات کلیسا و مسیحیت که از منطق غیرهمگن کشیشان در دفاع از ارزشهای دینی و در نتیجه روگردانی جامعه از اصل دین سرچشمه می گرفت و رفرمیسم دینی که منجر به اندیشه جدایی دین از سیاست شد را عنوان می کنند.

  امروزه اغلب دولت‌های بزرگ جهان اهمیت سکولاریسم و دموکراسی را پذیرفته‌اند. یک پیامد عملی سکولاریزاسیون، جدایی کلیسا و دولت است – در حقیقت این پیامد چنان یادآور سکولاریزاسیون است که اغلب این دو را یک پدیده می‌شمارند، و اغلب به جای «سکولاریزاسیون» از «جدایی کلیسا و دولت» سخن می‌گویند. اما باید در نظر داشت که سکولاریزاسیون فرآیندی است چندوجهی که در متن جامعه صورت می‌گیرد، درحالی که جدایی نهاد دین و دولت توصیف جنبه سیاسی این فرآیند است.

 جدا شدن نهاد دین و دولت در طی سکولاریزاسیون بدین معناست که مؤسسات خاص سیاسی – که به درجات مختلف تحت کنترل دولت هستند- از سیطره مستقیم یا غیر مستقیم دین رها می‌شوند. این بدان معنا نیست که پس از سکولاریزاسیون نهادهای دینی دیگر نمی‌توانند در مورد مسائل عمومی و سیاسی حرفی بزنند، بلکه بدین معناست که دیدگاه‌های نهادهای دینی دیگر نباید بر جامعه تحمیل شوند، و یا مبنای سیاست‌گذاری‌های عمومی قرار گیرند. در عمل، دولت باید تا حد امکان نسبت به عقاید گوناگون و متفاوت دینی بی‌طرف بماند؛ نه مانع آنها باشد و نه مجری خواسته‌هایشان.

  سکولاریسم شیوه و قانون زیستن است که بر اساس انسان خالص بنا نهاده شده‌است و به صورت کلی برای کسانی است که باورهای مذهبی و یا خرافی را ناکافی یا غیرقابل اطمینان و یا غیرقابل باور یافته‌اند.

 اصول آن عبارت است از:

 1/ بهبود وضعیت زندگی با توجه به مفاهیم مادی زندگی

 2/ دانش تنها وسیله در دسترس انسان است .

 3/ خیر در نیکی کردن است. چه خیر جهان دیگر درکار باشد و چه نباشد.

 4/ نیکی کردن در این جهان، و پی‌جویی این نیکی، خیر است.(1)

  توجه به آنچه در بالا آمد حداقل تعریفی قابل قبول از چیزی ارائه می دهد که نوباوگان سیاسی آن را به دلخواه خود تعریف کرده ، بر مبنای تعاریف خودساخته به نقد مخالفانه یا مدافعانه از آن می پردازند.

  اما موضوعی که در این میان جای توجه بسیار دارد آن است که برخی، از میان تعاریف بی منزلت خویش به این نتیجه می رسند که هرکس و به واسطه هر دلیلی و معیاری با ایجاد حکومت دینی مخالفتی ورزید خود بخود در فهرست سکولاریستها ثبت نام کرده است ، حال آنکه باید دقت شود که بدون در نظر گرفتن وجوهات مختلف مسئله ، ارائه چنین نظرهایی، گاهی انسان را وامی دارد تا در منطق و خرد گوینده تردید نماید.

  برای روشن تر شدن منظور، به مثال ذیل توجه بفرمائید:

  معصوم (ع) در مطبخ منزل بودند که یکی از اصحاب بر ایشان وارد شده و با اشاره و تاکید بر تعداد کثیرشاگردان و مریدان حضرت را مورد سئوال قرار می دهند که چرا به تشکیل حکومت دینی اقدام نمی فرمایند؟

  ایشان در پاسخ به آن شخص امر می کنند که بدون درنگ وارد تنوری شود که از قضا سرخ و برافروخته بود.آن باصطلاح مرید با دیده تردید در حضرت نگریسته و عرض می کند که ورودش به تنور گداخته به معنای سوختن و نابود شدن او است و سخنانی از این دست را به هم می بافد تا بخیال خام خود از چنین مهلکه ای جان سالم بدر ببرد.

  در همین حین شاگردی از اصحاب راستین حضرت به آنها می پیوندد .در لحظه ورود معصوم (ع) همان امر را خطاب به وی می فرمایند و او بی درنگ و بدون کوچکترین تردید در تنور را باز کرده وارد  آن می شوند.

  در حالیکه آن مدعی مات و متحیر مانده بود و پیش خود حالات آن مرید را در حال سوختن و نابود شدن مجسم می کرد ،حضرت توضیح می دهند که برای تشکیل حکومت دینی به چنین مردانی نیاز است و سوای آن ، جامعه نیز می بایست به آمادگی لازم جهت درک حکومت دینی برسد و این امر در زمان قائم آل یس محقق خواهد شد . سپس به آن مرید واقعی امر می فرمایند از تنور گدازانی که بر وی سرد و مطبوع شده بود در کمال صحت و سلامت خارج شود.

  نمونه دیگر برای عدم پذیرفتن تشکیل حکومت دینی را در خاطرات حضرت آیت الله العظمی منتظری (ره)می خوانیم که چنین اتفاقی را از قول یکی از مراجع عظام نقل می نمایند.

  با کمی دقت متوجه می شویم در چارت وهم آلوده کسانیکه به سادگی هر مخالفت با ایجاد حکومت دینی را اعتقاد به سکولاریسم تعریف می کنند، مرجع تقلیدی جهانی که هیچ ، العیاذ بالله معصوم (ع) نیز در زمره معتقدان به سکولاریسم قرار می گیرند که همین دلیل بخودی خود بیسوادی یا کم سوادی این نوباوگان سیاسی را در عرصه علوم سیاسی به اثبات می رساند.

  و البته این نمی تواند الزاما تنها علت موجود برای عدم تشکیل حکومت های دینی باشد و ما فقط به نمونه ای برای اثبات سخن بسنده نمودیم.

  اما چقدر ناپسند است که این روزها هرکسی را با هر سطح معلوماتی پشت تریبون ها می نشانند و تمجیدهای ناسزا را به او نسبت می دهند چنان که گویی مخاطب با علامه دهر مواجه است و باید دقت کند تا مبادا کلامی را از دست بدهد . با دیدن چنین صحنه هایی انسان به یاد روباهی می افتد که یال و کوپال شیری را ربوده و تلاش می کند تا با زوزه های ضعیف خود نعره های شیر را تقلید نماید. و چه ناپسندتر که با این کار برخی باعث می شوند تا خواسته یا ناخواسته حتی بزرگان دین خدا در معرض توهین و بی حرمتی واقع شوند همانگونه که در مثال فوق دیدیم که برخی از روی جهالت و بیسوادی معصوم (ع) را سکولاریست معرفی می نمایند.

از:   مهرداد نصرتی (مهرشاعر)

Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: