خانه > مقاله > اعدام اندیشه با اعدام قلم

اعدام اندیشه با اعدام قلم

بدون شک حذف کنشگران اندیشه گر در برخورد فیزیکی و جرحی و احکام غلاظ و شداد منتج به حبس های طولانی مدت خلاصه نمی شود، هر چند این احکام بخودی خود دارای هیچ توجیه عقلانی و اخلاقی نیست اما شکل بسیار زشت و قبیحانه آن رویه جدیدی است که در برخورد با اهالی اندیشه و قلم این کشور در پیش گرفته شده است

 در یک سیستم پویا و عدالت مدار ملجاء و پناه یکان یکان آحاد اجتماع علی الصول باید دادگاه ها و دادسرا ها باشند همانها که به مقتضای وجودی و لقب اطلاق شده بر آنها باید داد بستانند و عدالت بر فراز آرند ، بی شک این امر میسر نمی شود الا به قانونمداری و انصاف لحاظ شده از سوی مجریان قضائی نسبت به مراجعه کنندگان، مدعوین و متهمینی که به هر دلیلی اکنون در پیشگاه ترازوی عدالت (با پیش فرض صحت آن)  منتظر اجرای حکمی هستند بر اساس مستندی از قانون و یا برداشتی منصفانه و منطقی و مستدل از نص صریح قانون آنجا که این اختیارات در حوزه تصمیمات قاضی و به سر انگشت او تعریف شده است و همگان را اگر این ملزومات مهیا باشد نه اعتراضی هست و نه سرخوردگی و دل آزردگی و به جان و دل خواهند پذیرفت آنچه خروجی است از این سیستم عدالت محور،اما دریغ و هزار افسوس که هر چه تورق میزنی بر احکام قضائی نسبتی نمی یابی بر آنچه گفته شد و آنچه که این روزها بر صاحبان اندیشه و قلم این سرزمین میرود.

 احمد زید آبادی را محکوم می کنند که تا آخر عمر حق فعالیت سیاسی و نگاشتن نداری، ژیلا بنی یعقوب را می فرمایند که سی سال قلم را در محاق کند و دیگرانی چند…آخر به کدامین ماده قانونی با کدام انصاف مسلمانی با کدام توجیه عقلانی چنین می کنید؟ اطمینان دارم اگر به خانوم بنی یعقوب بگویند همین فردا تو را اعدام می کنیم بر او آسان تر است تا بگویند سی سال از عشقت از فکرت و از قلمت بدور باش ، زید آبادی را بدون قلم مرگ خوشتر است،چه می گوئید شما؟

 روزنامه نگار و اهل اندیشه را از قوت لا یموت واجب تر جوهر قلم است،چه خون دلها خورده اند چه محرومیت ها کشیده اند چه استعداد ها خرج کرده اند تا قلمشان قلم باشد اگر به سودای نام و نان بودند بسیار سهل و آسان تر مطلوب حاصل می شد؛ نیازی نبود اینهمه مرارت و تهدید را به جان بخرند تا باشند؛ بودن را راه و چاره بسیار است البته اینچنین آزاده بودن و ماندن جز با قلم میسر نیست و نخواهد بود

 آقایان این آیه شریفه را دوباره بازخوانی بفرمائید : ن و القلم و ما یسطرون . مگر نه اینست که خداوند قسم می خورد به قلم و آنچه می نگارد . در شرافت قلم مثالی و تعبیری از این بالاتر؟ میفرماید قلم و هرچه می نگارد حدود و قصوری قائل نمی شود منطق قرآن به تبادل افکار و اندیشه ها است ،باکی ندارد که در مخالفت آنهم بنگارند؛ مگر نه اینست که در منتهی و باز خورد اندیشه ها استدلال و منطق عقلانی پیروز است،مگر در جای دیگر نمی فرماید بندگان من هر سخنی را می شنوند و به بهترین آن عمل می کنند،پس باکی نیست از شبهه و ایراد که اگر حق باشی و بر مدار آن پیروزی ،پس چگونه است که شمایان از هر ساز مخالف و انتقادی هر چند مصلحانه و خیر خواهانه بر می آشوبید و آسمان و ریسمان بهم می بافید تا صاحب قلم را به این و آن وصل کنید و از انبان خود همگونه تهمت و تخریب را نثار انسانهای شریف و وارسته ای می کنید که جز قلم سلاحی و جز اندیشه ورزی و خیر خواهی مکتوبی ندارند؟!

 ادعای مسلمانی ما گوش فلک را کر کرده است اما به گمانم همان بلاد کفر از ما به لوازم مسلمانی نزدیک ترند ،با هر تعبیر و تفسیری که به انتقاد مصلحانه منتقدین نگاه کنیم آنرا جز امر به معروف و نهی از منکر نمی یابیم ؛که اگر نباشد فساد و قهقرا سرنوشت محتوم ما است و لا غیر، و چه بسیار از پیشوایان دین توصیه است بر نقد حاکمان و همین امروز مطلبی خواندم که امام راحل خطاب به ملت می فرماید: اگر من هم پا را کج گذاشتم برشما وظیفه است که من را عتاب کنید که پایت را کج گذاشتی(نقل به مضمون) اما  این روزها منتقد(به صرف یک انتقاد ساده) با سیاستهای انقباضی و احکام آنچنانی شما در چه جایگاه و مرتبه ای هست؟ زندان و تحقیر و توهین و در بدترین شکل آن سلب بدیهی ترین حق آنان که نوشتن است و قلم را چه نا منصفانه می شکانید!  همانها که دشمن اسلام و مسلمین می خوانیمشان اهل قلم و منتقد را منزلت میشمارند و ارج می نهند و هیچ ارباب قدرتی را جرات اساعه ادب و هتک حرمت آنان نیست،رفتار ما به اسلام و معارف آن نزدیک تر است یا آنها غیر مستقیم آن می کنند که ما باید بکنیم؟

 بدون شک اگر انصافی در کار و مرامی در کردار بود گرامی میداشتید این زحمتکشان بی مدعا را که جز دغدغه این آب و خاک ندارند و نقد جوانی بر سر آرمانهای خیر خواهانه خود نهاده اند و در کشاکش مصائب عافیت نجسته اند و از پی منفعت طلبی نرفته اند.

 هر چند گفتار آنان و عکس العمل شمایان در مقابل دیدگان ملت و در حافظه تاریخی آنان ثبت و ضبط است و این مردم هم بخوبی نشان داده اند که قدرت تمیز و پالایش حق و باطل را دارند.

 یاد و نام زید آبادی و بنی یعقوب و باستانی و نوری زاد و مفیدی و سحر خیز و بسیار آزادگان دیگر در قلب و جان ملت همیشه تازه و زنده است. درود بر شرف و همت والایشان و راهشان پر رهرو باد.

 از:   رضا رئیسی

Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: