خانه > مقاله > دولت كريمه و دولت فخيمه

دولت كريمه و دولت فخيمه

دولت هاي برآمده از انقلاب ونيز دولت هاي انقلابي نما هر دو به كرات رفتار هاي شگفت وغير قابل پيش بيني از خود بروزمي دهند با اين تفاوت البته كه رفتار دولت هاي نوع دوم معمولا مضحك و متناقض از آب در مي آيد.

در سال هاي صدر انقلاب اسلامي نمونه هاي بسياري از اين دست رخ مي داد كه البته اقتضاي شرايط انقلابي آن دوران و نوپايي ر‍ژيم دائما در حال تحول برآمده از انقلاب بود. به عنوان مثال روابط ايران و امريكا بي آن كه جنگي در ميان باشد از بهار سال پنجاه و نه قطع بود در حالي كه تا سال ها پس از آن دو كشور داد و ستد مي كردند و حتي معاملات سياسي و تسليحاتي انجام مي دادند. و اين در حالي بود كه ايران و عراق سال ها با هم درگير جنگي تمام عيار و فرسايشي بودند و شهرهاي يكديگر را بمباران و موشك باران مي كردند در حالي كه سفارتخانه هاي دو كشور در تهران و بغداد داير بود و تنها در سال ششم جنگ بود كه اين دو نمايندگي ديپلماتيك با قطع كامل روابط سياسي ايران و عراق يكسره تعطيل شدند.

 در آن سال ها از اين اتفاقات بسيار مي افتاد و طبيعي هم بود چرا كه انقلاب نظم كهن را برافكنده و در كوران حوادث پرشتاب دوران گذار هنوز نظم و ساماني تازه جاي گير نشده بود. از سوي ديگر خط كلي كشور داري برآيند نيرو هاي متضاد بود و هر از چند گاهي خط يا خطوطي تازه خطوط پيشين را قطع مي كرد و روز از نو و روزي از نو. اما به هر طريق روزگاري دراز گذشت و سياست هاي داخلي و خارجي نظام جمهوري اسلامي به تعادل و اعتدال و انسجام نسبي رسيد و واقعيت ها نيز جايي يافت در كنار روياهاي انقلابيون ديروز و دولتمردان عملگراي امروز.

با اين همه چند سالي است كه دوباره عده اي را پيرانه سر عشق جواني به سر افتاده است و در حالي كه جمهوري اسلامي مدتهاست از حالت دوزيستي نيمه نهضت-نيمه نظام به در آمده و به يك نظام سياسي تمام عيار شده، رهبران و دولتمردان با ژست هاي فريبنده و پوپوليستي عليه برخي دولت هاي متخاصم شعارهاي تند و تيز خارج از عرف ديپلماتيك سر مي دهند و حتي آنان را به بريدن دست و پا با چاقوي زنجان تهديد مي كنند. اين وضعيت بطور ويژه در مورد دو كشور امريكا و انگليس صدق مي كند. البته در سال هاي گذشته و به موازات عطش مسئولان فعلي نظام براي نزديك شدن به امريكا و به هنگام سرخوردگي ناش ازناكامي در اين مسير حملات لفظي رهبران ايران بيشتر انگليس را نشانه رفته و اين انگليس ستيزي افراطي گاهي تا سر حد بحران در روابط فيمابين پيش رفته است. نمونۀ مشخص اينگونه رفتارها دستگيري ملوانان نيروي دريايي پادشاهي انگليس و يا ادعاي مداخلات اين دولت غربي در راه اندازي اعتراضات پس از انتخابات اخير است. درحوادث پس از انتخابات سفارت خانۀ انگليس بطور رسمي و شفاف در دادگاه انقلاب متهم به تلاش براي ايجاد بلوا و آشوب شد. امري كه اثبات آن علي القاعده بايد تاثيرات جدي بر روابط ديپلماتيك دو كشور داشته باشد. بخصوص در شرايطي كه يك دولت به شدت غرب ستيز در ايران متصدي امور است. البته اين بحران هاي ديپلماتيك در سطوح عالي سياسي باقي نمانده ودر هر دو مورد به عرصۀ جامعه نيز كشيده شده است. هم در مورد ماجراي ملوان هايي كه به حريم مرز هاي آبي ايران تجاوز كردند و هم در مورد نقش سفارت انگليس در بحران هاي پس از انتخابات مكرر در مكرر جمعيت هاي ظاهرا خودجوش و مردمي و در باطن سازماندهي شده و دولتي به خيابان ها ريختند تا داد تاريخي ملت ايران را از روباه پير استعمار باز ستانند و در اين زمينه برخي از بازيگران روي صحنه بي خبر از بازي گرداني هاي پشت صحنه بارها و بارها ساده دلانه و به قصد تكرار حماسۀ سيزدهم آبان پنجاه و هشت تا مرز اشغال سفارت انگليس پيش رفتند اما نيرو هاي انتظامي با ضرب و شتم آنان از اقدام خود سرانه اي كه نبايد صورت مي گرفت جلوگيري كردند. دقيقا مثل ماجراي باغ قلهك كه تا مدتها خوراك تبليغاتي رسانه هاي حكومتي شد و جماعتي گمان بردند دولتمردان انقلابي نماي ايران مي خواهند باغ قلهك را مثل صنعت نفت ملي كنند اما در نهايت روباه پير در باغ قلهك ماند و به رغم شعار ها و حتي ناسزاهاي سياسي دولتمردان هيچ اتفاق خاص و قابل ذكري نيفتاد.

تا اينجاي ماجرا نكتۀ خاصي وجود ندارد جز آن كه اين نحو تدبير و تمشيت امور ديپلماتيك نه به مصلحت كشور است و نه بر پايۀ حكمت. اما قضيه از آنجا تامل برانگيز مي شود كه مآلا عزتي هم در كار نيست و در پي اين همه جنجال و شعار پردازي و دشمن ستيزي كه تاحد دشنام هاي سياسي غير متعارف هم پيش ميرود حكومت نه تنها خود براي تجديد نظر در روابط ديپلماتيك پيش قدم نمي شود بلكه در برابر فشار بدنۀ اجتماعي خود يا خواست مصرانۀ مجلس همچنان بر حفظ سطح روابط با روباه پير استعمار اصرار مي ورزد و آب پاكي را روي دست همه مي ريزد بي آن كه معلوم شود اين همه جنجال براي چه بوده است. درست مثل وقتي كه پس از تبليغات فراوان مبني بر مهدور الدم بودن ملوانان انگليس همگي مورد عفو و رأفت قرار گرفته و با تحفه و هديه عازم وطن مألوف شدند.

 وقتي آيت الله خامنه اي به صراحت و در سخنراني هاي عمومي و يا در خطبه هاي نماز جمعه در ميان همۀ دولت هاي متخاصم با استثنايي معنا دار»انگليس خبيث» را نشانه دار مي كند و بر سوابق سياه  حضورش در ايران انگشت مي نهد ( سوابقي كه صد البته سياه تر از سوابق روسيه در ايران نيست)، چگونه مي توان پذيرفت كه دولت سوپر انقلابي همچنان بر حفظ روابط در عالي ترين سطح اصرار بورزد و حتي برنامه اي را نيز براي تجديد نظر در روابط در دستور كار نداشته باشد. جز آنكه عزت مورد ادعا در سياست خارجي را عزتي مصلحتي و صرفا براي مصارف داخلي در نظر بگيريم. در غير اين صورت چه سر و سري ممكن است بين دولت كريمۀ آقاي احمدي نژاد و دولت فخيمۀ انگليس موجود باشد كه پس از آن همه ژست ها و شعار هاي ميان تهي عليه انگليس هم پليس ايران با باتوم بر سر و صورت جوانان حزب اللهي كه قصد تصرف جاسوسخانۀ انگليس را دارند بزند و هم قوۀ مجريه در برابر درخواست مجلس مبني بر كاهش روابط به سطح كاردار مقاومت كند؟

از:  سعيد رضوي فقيه

Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: