خانه > خبر > بازگشت «مهدی کلاری» دانشجوی المپیادی دانشگاه شریف به زندان

بازگشت «مهدی کلاری» دانشجوی المپیادی دانشگاه شریف به زندان

مهدی کلاری، دانشجوی المپیادی کارشناسی مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف که در آخرین روزهای سال گذشته با قید قرار وثیقه سنگین سیصد میلیون تومانی به مرخصی آمده بود، در آخرین روز فروردین ماه در حالی که به دلیل مشکلات قلبی پیش آمده برای وی تحت مراقبت پزشک به سر می برد به زندان اوین فراخوانده شد و صبح روز شنبه خود را به زندان معرفی نمود.

به گزارش خبرنگار کلمه این دانشجوی سال سوم کارشناسی در روز شانزدهم آذرماه ابتدا توسط نیروهای حراست دانشگاه و نیروهای امنیتی حاضر در دانشگاه بازداشت شد و پس از بازجویی در داخل دانشگاه آزاد گردید. اما به نقل از دوستان وی پس از خروج از دانشگاه توسط دو ماشین پژو که خود را نیروهای اطلاعات و امنیتی معرفی کردند بازداشت شده و به پلیس امنیت انتقال یافت.

پس از بازجویی در آنجا به زندان اوین منتقل شده و در ایام بازجویی در انفرادی به سر برده است. به گفته وی قبل از روز عاشورا به وی و چندین نفر دیگر از دانشجویان بازداشتی گفته می شود که به زودی آزاد خواهند شد، اما پس از عاشورا این وعده تحقق نیافته و پرونده وی به شعبه ۲۸ تحت سرپرستی قاضی مقیسه انتقال می یابد.

قابل ذکر است که ۸۴ نفر از اساتید دانشکده، دوستان و همنوردان او در گروه کوهنوردی دانشگاه و همکلاسی های وی طی نامه ای خطاب به ریاست محترم قوه قضاییه خواستار آزادی وی شده اند. علاوه بر این نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه و معاونت دانشجویی نیز در نامه های جداگانه ای خواستار تسریع در رسیدگی به پرونده وی شده اند و نامه های جداگانه ای نیز در سطح دانشگاه برای آزادی وی و دیگر دانشجویان دربند تهیه شده است.

با این حال و علی رغم عدم وجود مستندات برای موارد مطرحه در کیفرخواست و عدم قبول اتهامات وارده مبنی بر تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری توسط وی، دادگاه اولیه او را به سه سال حبس تعزیری محکوم کرده است که این حکم توسط وکیل وی مورد اعتراض قرار گرفته است.

علی رغم پیگیری مدام خانواده وی برای آزادی مهدی، قاضی دادگاه تا آخرین لحظه برای تبدیل قرار بازداشت به وثیقه مخالفت می کند و در نهایت به درخواست دادستان تهران دستور مرخصی برای وی صادر می گردد. اما با اتمام تعطیلات نوروز و درست در روز شروع امتحانات به جای مانده از ترم گذشته، وی به بازداشتگاه اوین فراخوانده می شود. لازم به توضیح است که مادر مهدی پس از شنیدن خبر احضار مجدد وی به بازداشتگاه دچار ناراحتی قلبی شده است و تحت درمان به سر می برد.

دادنامه زیر قبل از مرخصی اولیه توسط مادر وی نوشته شده است:

بانوی دو عالم، فاطمه جان؛

دادنامه مرا هم بنگر.

یا فاطمه جان، اگر از خانه بیرون آمدی و در همان مسجد و کوی برزنی که بزرگوار پدرتان، محمد خاتم الانبیاء (ص)؛ در آن ندای اسلام سر می داد، از حق همسر و ارثیة خود دفاع نمودی، آیا جز این بود که به تمام مادران، همسران و زنان آزاده این را بیاموزی که «باید همواره از حق خود دفاع کنید، هرچند که سیلی بخورید و هتک حرمت شوید.»

فاطمه جان، در امروز ایران، دوباره تاریخ تکرار گردید. مادران، همسران و زنان آزاده برای دفاع از عزیزانشان، پای در دادستانی ها، دادسراها و زندان ها می گذراند و در همه جا به خاطر مادر بودن یا همسر بودن و یا دفاع از حق خود و عزیزانشان هتک حرمت می شوند.

فاطمه جان، من یکی از همان مادران هستم که در تمامی سه ماه گذشته به امید دفاع از حق خودم و پسرم، هر روز با سلام بر منتقم خونت، صبح را آغاز می کنم و همچون شما ردای سیاه بر سر می کنم و راهی دادسرا و زندان و دادستانی می شوم، تا:

• بلکه بتوانم بفهمم به کدام جرم ناکرده ای پسرم به سه سال حبس تعزیری محکوم شده است؟

• و چرا قاضی حکومت اسلامی که نمونة عدالت در جمهوری اسلامی است او را به سه سال حبس محکوم کرده است؟

بانوی دو عالم، فاطمه جان؛

• آیا جز این است که همسایه یهودی بر سر پدرتان خاکستر می ریخت اما پیامبر به عیادتش می رفت؟

• آیا جز این است که مردم مکه و طائف بر سر و روی پدرتان سنگ و کلوخ کوبیدند و بی احترامی ها کردند، اما او بزرگوارانه آنان را در فتح مکه بخشید؟

آیا جز این است که پسرم در روز ۱۶ آذر، روز دانشجو، در تجمع دانشگاه شریف در این گردهمایی شرکت نمود تا فقط اعتراض خود را با کلامی متین بیان نماید و آن هم در حالی که رهبری نیز بر حضور فعال دانشگاهیان در این عرصه تایید مکرر داشته اند؟

پس چگونه ممکن است که پسر من به اتهام عمل ناکردة «توهین به رهبری» مجازات شود؟

و یا چگونه ممکن است که جرم «تبلیغ علیه نظام» بر او روا باشد؟

و چگونه ممکن است این نوع برخورد را متأثر از آموزه های پیامبر اکرم محمد مصطفی (ص) دانست؟

فاینما تذهبون؟

فاطمه جان، این دادنامه را به نزد تو نوشتم تا تو را بر ستمی که بر سر من و هزاران مادر دیگر آمده است گواه بگیرم و چون تو صبر کنم تا روزی که منتقم و قائم باز آید.

به امید آن روز زنده خواهم ماند

مادر مهدی کلاری

پرندة کوچک مادر، ای بزرگ جوانمرد؛

پرندة کوچک مادر دوستت دارم و با تمام وجود به بزرگی روح تو افتخار می کنم،

و هر صبح و شام برای آزادیت دعا می کنم.

می دانم بال های کوچک اما قوی ات را بسته و در کنج قفس زندانیت کرده اند،

اما در اندیشة خود، تو را ازاد و نیرومند

و در حال پرواز به سوی قلل مرتفع ایران عزیز می بینم،

هرچند که توان پریدن با تو را ندارم،

اما از دور تو را نظاره گرم و زیر لب دعاگو،

و به عشق تو تا هفت آسمان عشق خواهم پرید.

Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: