خانه > مقاله > جای خالی دولت صلح

جای خالی دولت صلح

محمود احمدی نژاد در اسفندماه گذشته دو بار از وقوع جنگی احتمالی خبر داده است.
اولین بار در 16 فوریه بود که از آغاز جنگ در بهار خبر داد و پیش بینی او بر صفحه نخست برخی از روزنامه های مهم منطقه از جمله الشرق الاوسط نشست.
او برای دومین بار نیز در دیدار اخیر خود با دبیر کل حزب الله لبنان و فلسطینی ها باز هم از جنگ گفت و تاکید کرد که: «نظام صهيونيستی رو به سقوط است و تکاپوی آن، به مانند دست و پازدن موجود ضعيف درحال احتضار است» و ادامه داد که: «هلال مقاومت، به قرص کامل تبديل شده و چشم آنها را کور خواهد کرد».این صراحت به مذاق ایرنا هم خوش آمد و  ریشه کن شدن اسرائیل در جنگ پیش رو را تیتر کرد؛ احمدی نژاد در آن دیدار گفته بود: «امکان ماجراجوئی صهيونيست ها برای نجات خود وجود دارد، و حفظ آمادگی، يک ضرورت است و اگر صهيونيست ها خواستند که خطای خود را مجددا تکرار کنند، بايد به کلی ريشه کن شوند، و وعده الهی نابودی آنها و پيروزی بزرگ، نزديک است».
در آن دیدار که تیتر رسانه ها شد بشّار اسد (رئیس جمهور سوریه) میزبان بود و احمدی نژاد و نصرالله (دبیر کل حزب الله لبنان)، خالد مشعل (رئيس دفتر سياسی حماس)، رمضان عبدالله شلح (دبيرکل جهاد اسلامی فلسطين) و احمد جبرئيل (رئيس جبهه خلقی آزادی فلسطين) میهمانانی بودند که درباره وقوع جنگ در منطقه حرف زدند و سرانجام در میان آن جمع، ایران و حزب الله آمادگی کامل خود را برای رویارویی با اسرائیل اعلام کردند.
ظاهر ماجرا، نکات جدیدی نیست خصوصا اگر با زبان دیپلماتیک دولتمردان ایرانی توجیه شود که «با توجه به متجاوز بودن رژیم صهیونیستی این آمادگی همیشه وجود داشته که در کنار کشور دوست و برادر…» و تعدادی از این جملات که همیشه از رادیو و تلویزیون ایران شنیده ایم.
اما وقتی دو خبر-قطعه ی دیگر از این پازل را بخوانیم تصویر و تصور خوبی از سالی که در پیش داریم پیدا نمی کنیم.
یکی حرفهای رحیم مشایی رئیس دفتر احمدی نژاد که در نیمه ماه فوریه گذشته به روزنامه الشرق الاوسط، گفته بود: برخی از کشورهای حاشیه خلیج فارس به دولت ایران قول داده اند که خاک خود را در خدمت پایگاه های موشکی آمریکا و اسرائیل قرار ندهند.
و دیگری یادداشت ها و تحلیل های روزنامه نگارانی که سالها در بیروت زندگی کرده اند و مناسبات منطقه و خصوصا تهران-بیروت را خوب می شناسند. یکی از روزنامه نگاران در صفحه فیس بوک خود نوشته که:  «وقتی برای تبریک نوروز با یک روزنامه نگار باسابقه در بیروت تماس بگیری و بعد از دریافت یک خبر نه چندان عجیب، بشنوی که «امیدوارم امسال به خیر بگذرد» یاد این ضرب المثل ایرانی می افتی که سالی که نکوست از بهارش پیداست. دوست لبنانی خبر می دهد که کمیته «آمادگی برای جنگ» در بخش نظامی امنیتی سفارت ایران در بیروت تشکیل شده است».
 علی مهتدی روزنامه نگار حوزه خاور میانه که در طول ده سال گذشته در بیروت حضور داشته و روابط ایران – حرب الله را از نزدیک دنبال کرده در تحلیل رابطه ی دو سویه حزب الله-ایران نوشته است:
«رابطه حزب‌الله با ایران در سطوح مختلف تعریف شده و با سپاه پاسداران و سپس بیت رهبری است؛ بطوریکه اگر تصمیمات حزب‌الله جایی در موسسات و نهادهای ایرانی با مخالفت مواجه شود، ارتباط مستقیم با بیت رهبری است که در نهایت این تصمیم را بر کرسی می‌نشاند».
او برای اولین باردر «سایت تهران رویو» افشا کرد که سفیر ایران در لبنان نیز رسما عضو دفتر سیاسی حزب‌الله است: «لبنان را از این منظر به جرات می‌توان یک استثنا در روابط خارجی ایران دانست،چرا که این وزارت امور خارجه یا دولت ایران نیست که با لبنان در ارتباط است؛ بلکه ارتباط ایران (به عنوان یک کشور مستقل) با لبنان را یک حزب لبنانی به نام حزب‌الله تنظیم کرده و دیکته می‌کند. هنگامی که ایران سفیری را قصد دارد به بیروت اعزام کند،ابتدا این حزب‌الله است که باید این سفیر را تائید کند و سپس سفیر رسما به دولت لبنان معرفی می‌شود. سفیر ایران در لبنان نیز رسما عضو دفتر سیاسی حزب‌الله است! به این ترتیب سفیر به عنوان نماینده رسمی رییس‌جمهور ایران در لبنان، حتی عضو شورای مرکزی و تصمیم‌گیرنده حزب‌الله نیست و یک رده پایین‌تر، عضو دفتر سیاسی این حزب است. در دو مساله مربوط به سیاست خارجی یعنی رابطه با آمریکا و پرونده هسته‌ای، این سید علی خامنه‌ای به عنوان رهبر ایران است که تصمیم‌گیرنده اصلی است و دولت در واقع تنها مجری منویات رهبری است».
اینها که نوشتم نه پیش بینی آغاز جنگ است و نه تحلیل سیاسی؛ بلکه تنها طرح یک سوال اساسی ست:
در شرایطی که بسیاری از تحلیلگران خاورمیانه ای و مستقل ما مثل احمد زیدآبادی و شمس الواعظین و امین زاده و… یا در زندان اند و یا در انتظار پایان مرخصی تا به زندان برگردند و یا در زندان بزرگتری از خفقان و سانسور، امکان گفتن و نوشتن ندارند مردم داخل ایران از کجا باید بدانند که در حیاط خلوت ایران در لبنان چه می گذرد و رهبر و دولت ایران در حال تعبیر چه خواب های آشفته ای هستند؟ آن هم برای سرنوشت مردمی که ماههاست دل و ذهن شان گرفتار است؛ دل شان درگیر عزیزان دربندشان و تهدیدهای رنگارنگ زندانبانان و ذهن شان گرفتار اقتصادی که نابودی اش را هر روز بیش از گذشته احساس می کنند.
کاش حاکمیت ایران، صدای جنبش سبز را می شنید و به جای آنکه معترضان را به تلاش برای ايجاد جنگ داخلی در ايران متهم کند  جای خالی یک دولت صلح طلب را درک می کرد تا مبادا ماجراجوئی های مردان پرمدعا، زندگی نسلی در جستجوی امنیت و آینده را پریشان کند.
از: مسیح علی نژاد
Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: