خانه > خبر > سید حسین جاودانی سلولهای رجایی شهر می‌گوید

سید حسین جاودانی سلولهای رجایی شهر می‌گوید

متالهین معتقدند که خدا را در همه جا می توان یافت و بر آن پای فشرده اند و آن را نکته بدیع سنت الهی می دانند که بندگان خداوندی در هر جا و هر زمانی قادرند با خالق مطلق و قادر بی همتا ارتباط برقرار کنند و از او استمداد جویند.

 مقام رهبری در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی 57 از مبارزین نامدار بوده اند و چوب بازجویی های پیاپی بازجویان بدنام ساواک را در زندانهای مشهد وتهران خورده اند و چند سالی نیز ظاهرا در ایرانشهر سیستان و بلوچستان؛ به تبعید روزگار گذرانده اند.

  ایشان در دیداری با خانواده مرحوم مطهری که در12 اردیبهشت سال 77 صورت پذیرفته؛ خاطره ای نقل کرده اند و گفته اند: مرحوم مطهری به من گفتند: من می خواهم زودتر خودم را بازنشست کنم، بروم قم و خدا را ببینم. من در پاسخ ایشان گفتم: آقای مطهری! من خدا را درگوشه سلول دیدم، ایشان( آقای مطهری) از پاسخ من یک تکانی خوردند و من ادامه دادم که من خدا را آن وقتی که مامور آمده بود من را بگیرد که در گوشه سلول بیندازد؛ آن جا خدا را دیدم.

معلوم نیست که مرحوم مطهری با آن تکانی که خورد؛ آیا از تصمیم خود منصرف شد یا خیر و یا اساسا اجل به شیخ مقتول چنین اجازه ای را داد یانه؛ اما مفهوم و منطق سخنان آیت الله خامنه ای در مذمت و سختی سلولهای تاریک زندان است و البته عظمت روحی کسانی که به آن دچار شده اند.

نام احمد زیدآبادی روزنامه نگار، اینروزها بر سر هر بامی می رود و نقل سخنان کسانی است که داستان سوگناک آزادیخواهی در ایران را می خوانند. چند روز پیش مصاحبه ای از همسر والا مقام ایشان خواندم که احمد همچنان در زندان بدنام رجایی شهر کرج نگهداری می شود و بدون هیچ مستمسک حقوقی و صرفا به دلایل آشکار سیاسی ـ چرا که وی ساعتی پس از انتخابات بازداشت شد و استدلال مشارکت دراعتراضات نیز براو صادق نیست ـ  که همگان از آن مطلعند؛ در کنار و در بند قاتلان نگهداری می شود و از عظمت روحی این مرد متحیر شدم که ظاهرا در مکالمه ای با همسر، خواسته که آنان را قاتل ننامد؛ چرا که آنان نیز صرفا اشتباهی در زندگی خود کرده اند و شاید مستحق چنین نامی نباشند.

تقریبا ـ  و چرا تقریبا ـ  که تحقیقا هر کس که با احمد برخورد کرده، از سادگی و متانت و صفای روحی او به نیکی یاد کرده و او را مردی وسیع المشرب، با نیکی و پاکی درون و مدارای بی مانند دانسته است.

 چرا روزنامه نگاری با تحصیلات آکادمیک چون زید آبادی باید در بند قاتلان نگه داری شود و آنان که در روز روشن جوانان مردم را کشتند و بر خردان و کهان رحم نکردند و جمع کثیری را با مفهوم باتوم مانوس کردند، بی هیچ محاکمه ای در سایه امن حکومت زندگی کنند؟‍‍‍‍!

 پاسخ آن را سرانجام خواهیم گرفت، اما ای کاش آیت الله خامنه ای که آنچنان شاعرانه سلولهای زندان را توصیف می کند که مرد فیلسوفی چون مطهری تکان می خورد، به این سوال نیز پاسخ میدادند.

مقام محترم رهبری باید به فراست بدانند که هر چند حضرت ایشان بالغ بر 30 سال است که دیگر جز در خاطرات خود و یا دیگران؛ آن سلولها را یاد نمی کنند؛ اما از قضا خدا در همان سلولها ماند تا این بار خود را به زید آبادی و زیدآبادی ها نشان دهد و آنان را در محنت زندان حکومت دینی یاری دهد.

 مباد که مقام رهبری خدا را در همان سلولها جا گذاشته باشند!

Advertisements
  1. هنوز دیدگاهی داده نشده است.
  1. No trackbacks yet.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: